بیوگرافی

زندگینامه عطار نیشابوری – شاعر

آثار شیخ عطار نیشابوری,بیوگرافی عطار نیشابوری,زندگی نامه عطار نیشابوری

بیوگرافی عطار نیشابوری (زندگینامه بزرگان)

عطار نیشابوری کیست؟

عطار نیشابوری شاعر و عارف و نویسنده مشهور ایرانی است که تاریخ تولد او بنا به گفته محققان و تاریخ نویسان، سال 540 هجری قمری است. این شاعر بزرگ با نام کامل فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری، در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم می زیسته است.

در زندگی نامه عطار نیشابوری این گونه آمده است که وی در روستای کدکن یا شادیاخ درحوالی نیشابور دیده به جهان گشود و کودکی خود را در آنجا سپری کرد.

عکس عطار نیشابوری

عطار نیشابوری کیست,وفات عطار نیشابوری,آثار شیخ عطار نیشابوری

دوران نوجوانی عطار نیشابوری

به غیر از شغل پدرش که دارو فروش بسیار ماهری بود، اطلاعات دیگری در دسترس نیست.

عطار نیشابوری پس از مرگ پدر راه او را ادامه می دهد و در کنار فروش دارو به طبابت نیز مشغول می شود. عطار درباره ی پیشه اش چنین می گوید:

به داروخانه پانصد شخص بودند
که درهر روز نبض می نمودم

انقلابی در زندگی شیخ عطار نیشابوری

عطار نیشابوری به کار طبابت خود مشغول بود ولی رفته رفته تحولی در او شکل گرفت و بعد شخصی روحانی او را دستخوش تغییراتی کرد. در این باره داستان هایی نقل شده است که یکی از آن ها این است:

روزی عطار مشغول به کار خود در مغازه بود که درویشی به آن جا رسید و طلب کمک کرد و چندین بار با واسطه قرار دادن نام خدا دست یاری به سوی او دراز کرد، عطار توجهی به او نکرد و درویش گفت: ای مرد، چگونه می خواهی از این دنیا بروی؟ عطار پاسخ داد: همان جوری که تو از دنیا می روی. درویش گفت: یعنی تو همانند من خواهی مرد؟ عطار گفت: بله. که ناگهان درویش کاسه ی چوبی گدایی که در دست داشت را زیر سر نهاد و با ذکر کلمه الله دار فانی را وداع گفت. عطار با دیدن این منظره از خود بی خود شد از مغازه بیرون رفت و ازآن موقع بود که راه زندگی اش تا ابد تغییر کرد.

پس ازمرگ درویش، عطار کارش را رها کرد و به سراغ شیخ معروفی به نام شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف رفت و با شرح ماوقع داستان، نزد شیخ توبه کرد و راه ریاضت و جنگ با نفس را در پیش گرفت و چندین سال در محضر آن شیخ بزرگ بود. بخشی از زندگی عطار به سفر گذشت، از مکه تا ماوراءالنهر را به رسم درویشان طی کرد و این سفرها باعث شد بزرگان زمان خود را ببیند و کسب فیض کند و دیدار مجدالدین بغدادی، ره آوردهمین سفرها بود.

آورده اند که بهاالدین محمد، پدر جلال الدین بلخی در راه سفر به عراق از نیشابور گذر کرد و به زیارت عطار نیشابوری که آن زمان به پیری رسیده بود نائل آمد. عطار جلدی از کتاب اسرارنامه خود را به جلال الدین خردسال بخشید.

شیخ عطار از ابتدای کودکی تا دوران پیری به کار و فعالیت مشغول بود. در کودکی که همراه با پدر به فروش دارو و پس از آن به طبابت مشغول شد و در کهن سالی خلوت گزید و به نوشتن و سراییدن پرداخت.

آثار شیخ عطار نیشابوری,بیوگرافی عطار نیشابوری,زندگی نامه عطار نیشابوری

ویژگی کلام شیخ عطار نیشابوری

شیخ عطار از شاعران صوفی منش و بزرگان تاریخ ادبیات ایران است که کلام موزون و شیوای او از ویژگی هایش به حساب می آید. وی برای انتقال مفاهیم خود شیوه ی ساده ای را انتخاب کرده است. شاید ظاهر کلام او به مانند استادانی مانند سنایی، آن چنان وسیع و قدرتمند نباشد اما چون سخنش از سوز دل بیرون می آید، به دل خواننده نیز می نشیند. شیخ در نوشته های خود از حکایت های متنوعی استفاده کرده است که همین امر باعث جاذبه ی فراوانی برای خوانندگان شده است.

این روش شیخ عطار سرمشق بزرگانی چون جامی و مولوی قرار گرفت و آنان نیز در نوشته های خود حکایت ها و داستان هایی را گنجاندند و در پی آن، از مقام استاد عطار تکریم کردند و به تمجید از او پرداختند چنان که استاد مولوی در این باره گفته است:

“عطار روحی بود که سنایی دو چشم آن بود و ما از پی سنایی و عطار آمدیم”

آثار شیخ عطار نیشابوری

آثار شیخ به دو دسته تقسیم بندی شده است، که عبارتند از:

1-دیوان اشعار شیخ که مشمول: قصیده ها، غزلیات و رباعیات ایشان می شود.
2-مثنویات وی شامل: الهی نامه، اسرار نامه، مصیبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطیر، جواهر الذات، حیدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجایب می باشد.

این مطلب را از دست ندهید
زندگینامه الکساندر گراهام بل - مخترع تلفن

آثار شیخ عطار نیشابوری,بیوگرافی عطار نیشابوری,زندگی نامه عطار نیشابوری

برترین اثر عطار نیشابوری

از بهترین و مشهورترین مثنوی های شیخ عطار نیشابوری می توان به منطق الطیر اشاره داشت که همچون خورشید بر پیشانی آثارش می درخشد و از شیوایی خاصی برخوردار است. موضوع منطق الطیر، این شاهکار ادبی ایرانی، تصمیم تعدادی از مرغان برای یافتن پادشاه پرندگان، یعنی سیمرغ است، که در پی این تصمیم سفری را آغاز می کنند و در بین راه هر بار تعدادی از پرندگان با بهانه های مختلف از ادامه سفر دست می کشند. پس از گذر از هفت مرحله از آن همه پرنده فقط سیمرغ تا آخر مسیر باقی می مانند و ناگهان با دیدن خود در آینه حق، در می یابند که سیمرغ در سرشت و وجود خود آنهاست و به خودشناسی می رسند که به دنبال آن خداشناسی را به همراه دارد و مجذوب خداوندگار خود می شوند. عطار در این اثر با استفاده از رموز عرفانی و جاری ساختن تخیل بی نظیرش در داستان، مخلوق شاهکاری فارسی زبان شده است.

از دیگر آثار عطار نیشابوری می توان به تذکره الاولیا اشاره کرد که در این اثر منثور، شیخ به معرفی نود و شش تن از اولیا و عرفای صوفی منش پرداخته است.

آثار شیخ عطار نیشابوری,بیوگرافی عطار نیشابوری,زندگی نامه عطار نیشابوری

وفات عطار نیشابوری

همانند تاریخ تولدش، تاریخ دقیقی از مرگ شیخ عطار به دست نیامده است برخی وفات او را 618 هجری و برخی تاریخ نویسان 632 هجری قمری می دانند. اما با تحقیقات بیشتر تاریخ فوت را 618 تخمین زده اند و علت مرگ هم شهید شدن توسط سرباز مغول در هنگام حمله مغولی ها به نیشابور گفته شده است. شیخ بهاالدین در قسمتی از کتاب مشهور خود “کشکول” واقعه ی شهادت شیخ عطار را به این صورت روایت می کند که: پس از حمله مغول به نیشابور و قتل عام مردم سرباز مغولی ضربه ای با شمشیر بر شانه ی شیخ وارد کرد که شدت جراحت به گونه ای بود که شیخ چشم از جهان فرو بست.

نقل شده است که شیخ با دیدن خون و نزدیک شدن مرگش با خونش روی دیوار چنین نوشت:

در کوی تو رسم سرفرازی این است
مستان تورا کمینه بازی این است
با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت
شاید که تورا بنده نوازی این است

شیخ عطار نیشابوری را در نزدیکی نیشابور به خاک سپردند مقبره ی وی در زمان تیموریان تخریب شده بود و به دستور وزیر سلطان حسین، امیر علیشر نوایی مرمت شد.

آثار شیخ عطار نیشابوری,بیوگرافی عطار نیشابوری,زندگی نامه عطار نیشابوری

گزیده ی اشعار شیخ عطار نیشابوری

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو دایماً بر در دل حاضر است
رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش

دیده ی جان روی او تا بنبیند عیان
در طلب روی او روی به دیوار باش

ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس
پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش

نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال
لیک تو باری به نقد ساخته ی کار باش

در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن
تو به یکی زنده‌ ای از همه بیزار باش

گر دل و جان تو را در بقا آرزوست
دم مزن و در فنا همدم عطار باش

******

گم شدم در خود نمی‌دانم کجا پیدا شدم
شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم

سایه‌ ای بودم از اول بر زمین افتاده خوار
راست کان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم

زآمدن بس بی نشانم وز شدن بس بی خبر
گوئیا یکدم برآمد کامدم من یا شدم

می‌ مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه‌ ای
در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم

در ره عشقش چو دانش باید و بی دانشی
لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم

چون همه تن دیده می‌ بایست بود و کور گشت
این عجایب بین که چون بینا و نابینا شدم

خاک بر فرقم اگر یک ذره دارم آگهی
تا کجاست آنجا که من سرگشته‌ دل آنجا شدم

چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان
من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم

لطفا به این مطلب رای دهید
[رای‌ها: 6 امتیاز: 5]
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن